گفت : اگر منظور تو علم نصرانيت است ؛ من از تمام عرب و عجم به آن عالمتر هستم و اگر از علم يهود بخواهى به باطى پسر شرحبيل سامرى كه امروز دانشمندترين يهودان است ، مراجعه كن . اگر مىخواهى از علوم اسلامى ، علم تورات ، علم انجيل و زبور و كتاب هود و هر چه بر پيامبران نازل شده در گذشته و هم اكنون و هر خبرى كه از آسمان فرود آمده و كسى از آن آگاهى ندارد ، آگاهى يا بى كه آن شخص بيانگر هر چيز و شفابخش براى جهانيان ، سبب آرامش دلها و بينايى خردمندان و همراز با حق است ؛ من او را براى تو معرفى مىكنم . پس به سوى او برو اگرچه پياده به راه بيفتى ، اگر نتوانستى راه به روى ، با زانوان به راه ادامه ده و اگر اين هم مقدورت نبود روى زمين بنشين و خود را به طرف او بكش و اگر نتوانستى با صورت به جانب او برو .
گفتم : نه ، من توان بدنى و مالى براى اين سفر دارم .
گفت : پس فورى به جانب يثرب برو !
گفتم : يثرب را نمىشناسم .
گفت : برو به مدينه ؛ همان شهرى كه پيامبر عربى هاشمى در آن جا سكونت داشت . وقتى داخل مدينه شدى از بنى غنم پسر مالك بن نجّار بپرس ! او كنار همان مسجد سكونت دارد . با همان نشانه و علامتهاى نصرانيت برو كه والى بر آنها سخت مىگيرد و خليفه از او سختگيرتر است . آن گاه از پسران عمرو بن مبذول بپرس ! او در بقيع زبير ساكن است .
سپس نشانى موسى بن جعفر را بپرس كه خانهاش كجاست ، آيا در سفر است يا در شهر حضور دارد ؟ اگر به مسافرت رفته بود از پى او برو ؛ چرا كه سفرش از سفر تو كوتاهتر است .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٣٩