چهار حرف آسمانى بر چه كسى فرود مىآيد ؟ . . . و چه كسى آنها را تفسير مىكند ؟
104 . يعقوب بن جعفر گويد :
در حضور حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام بودم كه مرد و زن راهبى از مردم نجران يمن ، به خدمتش آمدند . فضل بن سوار براى آنها اجازه ملاقات خواست .
حضرت فرمود : فردا آنها را نزد چاه « امّ خير » بياور .
فضل گويد : فردا ما در آن جا حاضر شديم ، ديديم مردم نيز آمدهاند .
امام عليه السلام دستور داد حصيرهايى از ليف خرما به زمين پهن كردند و خود نشست و مردم نيز نشستند .
در آغاز زن راهب مسائل بسيارى پرسيد كه امام كاظم عليه السلام همه پرسشها را پاسخ داد .
سپس آن حضرت چيزهايى از آن زن پرسيد كه پاسخ هيچ يك از آنها را نتوانست بگويد و مسلمان شد .
آن گاه مرد راهب پيش آمد و سؤال مىكرد و امام عليه السلام همه را پاسخ مىداد .
مرد راهب گفت : من در دين خود نيرومند و توانا هستم و هيچ يك از مسيحيان روى زمين به درجه دانش من نمىرسد . من شنيدم كه مردى در هند است كه هر گاه بخواهد در يك شبانه روز به حج بيت المقدس مىآيد ، آن گاه به منزلش در هند برمىگردد . من پرسيدم در كدام سرزمين است ؟
گفتند : در « سبذان » است .