خداوند خواسته او را پذيرفت و باد را تحت فرمانش قرار داد ، تا به نرمى هر جا كه بخواهد او را ببرد و هر روز به اندازهء دو ماه را بپيمايد ، و خداى متعال شيطانها را تحت فرمانش قرار داد تا براى وى ساختمانهاى عالى ساختند و با فرو رفتن در اعماق دريا ، جواهرات گرانبها آوردند و زبان پرندگان را به او آموخت و بساط قدرت او را بر پهنهء زمين گستراند و پابرجا ساخت . از اين رو در همان زمان ، و دورانهاى بعد ، مردم فهميدند كه حكومت او ، به حكومت آنها كه مردم براى خود برمىگزينند و يا از راه زور و ستم حكومت مىكنند ، هيچ شباهتى ندارد .
علىّ بن يقطين مىگويد : عرضه داشتم : پس فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله كه فرمود : « خداوند به برادرم سليمان رحمت كند ، چه بخيل بود » يعنى چه ؟
فرمود : اين سخن آن حضرت دو مفهوم دارد :
يكى آن كه او در بارهء موقعيّت و آبرو و ناموس خود ، بخيل و مواظب بود بر اين كه شخصى مطلب نادرستى نگويد .
ديگر آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اگر منظور سليمان از خواستهاش آن بوده كه در ذهن نادانان است كه بايد او مرد بخيل و آزمندى باشد .
آن گاه حضرتش فرمود : به خدا سوگند ، آنچه به سليمان عليه السلام داده شده به ما نيز داده شده ، افزون بر آن چيزهايى به ما عطا شده كه به سليمان عليه السلام و هيچ كس ديگر از جهانيان داده نشده است ؛ چرا كه خداوند در داستان سليمان عليه السلام فرمود : « اين نعمت و سلطنت ، عطاى ماست ؛ به هر كس خواهى بده ، و از هر كس كه خواهى دريغ دار » ؛ ولى در باره حضرت محمّد صلى الله عليه و آله فرمود : « شما آنچه را پيامبر دستور دهد ، بپذيريد و از هر چه نهى كند ، خوددارى كنيد » .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٥