ادريس پيامبر عليه السلام نيز از همهء مردم زمان خود به علم نجوم آگاهتر بود .
خداوند در قرآن به مواقع نجوم سوگند ياد كرده و مىفرمايد : « و به راستى اين سوگند بسيار بزرگى است ؛ اگر بدانيد » .
در جاى ديگر مىفرمايد : « سوگند به فرشتگانى كه ( جان گناهكاران را ) سخت برمىكشند » . . . « آنها كه امور را تدبير مىكنند » . منظورش دوازده برج و هفت سياره است و آنچه در شب و روز به امر خدا آشكار مىشود .
بنا بر اين ، بعد از علم قرآن ، علمى باارزشتر از علم نجوم نيست كه همان علم پيامبران و اوصيا و جانشينان پيامبران است ؛ همانهايى كه خداوند در باره آنها مىفرمايد : « و علاماتى قرار داد و آنان به وسيله ستارگان هدايت مىشوند » .
ما از اين علم آگاهى داريم و آن را بازگو نمىكنيم .
هارون گفت : اى موسى ! تو را به خدا سوگند مىدهم ! مبادا اين علم را براى نادانان و عوام مردم اظهار كنى كه بر تو عيب جويى كنند . اين علم را از مردم عوام باز دار و آن را مخفى بدار و به حرم جد خود بازگرد .
سپس هارون گفت : يك پرسش ديگر مانده كه تو را به خدا سوگند مىدهم كه براى من توضيح دهى !
فرمود : بپرس .
گفت : تو را به حق قبر و منبر پيامبر و به حق خويشاوندى كه با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دارى سوگند مىدهم ! براى من بگو كه تو زودتر مىميرى يا من ؟
چون تو از روى علم نجوم اين مطلب را مىدانى .
موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود : به من امان بده تا بگويم .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٥٩