دعايى براى من بياموزيد كه گرفتار شدهام !
60 . زياد قندى مىگويد : براى دارايىام متهم شدم و در بغداد زندانى شدم ، از اين رو به امام كاظم عليه السلام نوشتم : دعايى براى من بياموزيد كه گرفتار شدهام .
امام كاظم عليه السلام در پاسخ من نوشت : هرگاه نماز خواندى سجدههاى طولانى به جا آور ، سپس بگو : « يا أحد من لا أحد له » به اندازهاى كه نَفَس تو تمام شود ، آن گاه بگو : « يا من لا يزيده كثرة الدعاء إلّاجوداً و كرماً » به اندازهاى كه نَفَس تو تمام شود .
آن گاه بگو : « يا ربّ الأرباب أنت أنت أنت الّذي انقطع الرجاء إلّامنك ، يا علي يا عظيم » .
زياد قندى مىگويد : اين دعا را خواندم ، خداوند گشايشى در كار من قرار داد و راه براى من باز شد و آزاد شدم .
چرا شما شيعيان خود را باز نمىداريد از اين كه به شما مىگويند : اى فرزند رسول خدا !
62 . محمّد بن زبرقان دامغانى مىگويد : حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام فرمود :
هنگامى كه مرا پيش هارون الرشيد بردند ، وارد شدم و سلام كردم ، اما او جواب سلام را نداد . ديدم بسيار خشمگين است ، نامهاى پيش من انداخت و گفت : بخوان !