و بايد ( هنگام نماز ميت ) تو در برابرش بخوابى و برادران و عموهايش را پشت سر او به صف كن و به او دستور ده كه ( براى احترام و امتياز تو ) نُه تكبير بر تو بگويد ؛ زيرا وصيت او پابرجا شده و در حال زنده بودنت متصدّى كارهاى تو باشد . سپس فرزندانت را كه بعد او هستند ، گردآور و به نفع او از ايشان گواهى بگير و خدا را هم گواه بگير و همان خدا براى گواهى كافى است .
يزيد گويد : آن گاه امام كاظم عليهما السلام به من فرمود : مرا امسال دستگير مىكنند و امر امامت با پسرم على است كه همنام على و على است ؛ على نخست على بن ابى طالب عليهما السلام و على دوم على بن الحسين عليهما السلام است . فهم و خويشتندارى ، نصرت و دوستى و دين و محنت على نخست و محنت و شكيبايى بر ناملايمات على دوم به او عطا شده است و تا چهار سال بعد از مرگ هارون آزادى زبان ندارد .
سپس به من فرمود : اى يزيد ! هنگامى كه از اين جا گذشتى و با او ديدار كردى - كه ديدار خواهى كرد - به او مژده بده كه خدا پسرى به او خواهد داد كه امين ، مورد اعتماد و مبارك است و او به تو خبر دهد كه مرا در اين جا ديدهاى ، آن هنگام تو به او خبر ده كه آن كنيزى كه مادر آن پسر است كنيزى از خاندان ماريه ، كنيز رسول خدا صلى الله عليه و آله و مادر ابراهيم است ، و اگر توانستى سلام مرا به آن كنيز هم برسانى ، برسان .
يزيد گويد : بعد از وفات امام كاظم عليه السلام ، با امام رضا عليه السلام ديدار كردم ، حضرتش پيش از من فرمود : اى يزيد ! براى رفتن به عمره چه نظر دارى ؟
عرض كردم : پدر و مادرم به قربانت ، اختيار با شماست ، من هزينه سفر ندارم .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام كاظم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٠٩