عَلَيْهِ غالِبُ شَهْوَةٍ مِثْلَ الزِّنا وَشُرْبِ الْخَمْرِ فَأَنْتَ دَعَوْتَ نَفْسَكَ إلى تَرْكِ الصَّلاةِ وَلَيْسَ ثَمَّ شَهْوَةً فَهُوَ الإِسْتِخْفافُ بِعَيْنِهِ ، وَهذا فَرْقُ مابَيْنَها . « 1 »
2 - ابن صدقه گويد : به امام صادق - عليه السلام - گفته شد : چه فرقى است ميان كسى كه چشمش به زنى بيفتد و با او زنا كند ، و يا به خمر و شرابى بيفتد و او را بياشامد ، و بين كسى كه نماز را ترك كند ، در حالى كه زناكار ، و شارب خمر مستخِف ( و كوچك شمار ) بشمار نمىرود ، امّا تارك نماز مستخف بشمار مىرود ؟ دليل اين مطلب چيست ، و علّت اين فرق چيست ؟
حضرت فرمود : دليل اين است كه هر چه تو خود را در آن وارد ساختى بدون اينكه فشار شهوتى تو را به آن وادار كند - مانند زنا و خمر - اين از باب استخفاف است ، مثل نماز كه تو خودت اقدام به ترك آن مىكنى و فشار شهوتى تو را وادار به آن نمىكند . و اين فرق بين اين دو نوع گناه است .
* توضيح : علّت اينكه تارك نماز ، خدا را كوچك شمرده است - و اين گناه بسيار بزرگى است - اين است كه ترك نماز تحت فشار شهوت قهرى نيست كه انسان در برابر آن بى اختيار باشد ، بلكه انسان با انگيزهء كوچك شمردن خدا ، و بطور خود خواسته ترك نماز مىكند ، در حالى كه زنا و شرب خمر تحت فشار شهوت صورت مىگيرد ، كه انسان در برابر آن گاهى بى اختيار مىشود ، و از روى استخفاف شراب نمىخورد و زنا نمىكند .
ما لِمَنْ أَخَّرَ الصَّلاةَ الْعَصْرِ ؟
عَنْ أَبي سَلامِ الْعَبْدي قالَ : دَخَلْتُ عَلى أَبي عَبْدِاللَّه - عليه السلام - فَقُلْتُ لَهُ :
ماتَقُولُ في رَجُلٍ يُؤَخِّرُ الْعَصْرَ مُتَعَمِّداً ؟
قالَ : يَأْتي يَوْمَ الْقِيامَةِ مَوْتُوراً أَهْلَهُ وَمالَهُ .
هامش
( 1 ) - قرب الاسناد : ص 32 ، بحار الأنوار : ج 79 ص 214 ح 28 .