آن را توسط هجوم بخت النصر بود و گفت : چه وقت خدا اين مردهها را زنده مىكند ، ميراند و صد سال در حال مرگ نگاهش داشت سپس او را زنده كرد ، و او شاهد بود چگونه اعضاى او بهم مىپيوندند ، و گوشت استخوان را مىپوشاند و مفاصل و رگهايش بهم وصل مىشوند .
و هنگامى كه نشست فرمود : من مىدانم كه خداوند بر همه چيز توانا است .
و خداوند افرادى را كه از وطنشان جهت فرار از طاعون خارج شده بودند و عددشان قابل شمارش نيست ، خدا آنها را ميراند ، و مدّت طولانى در حالت مرگ بودند ، تا اينكه استخوانهاى آن پوسيده ، و مفاصل آنها از هم جدا شد ، و خاك شدند .
سپس خداوند متعال در زمانى كه خود دوست داشت كه خلقش قدرت او را ببينند پيامبرى را برانگيخت كه نامش حزقيل بود ، و آنان را صدا زد ، پس بدنهاى آنها مجدداً جمع شد ، و اجزاء آنها بهم پيوست ، و ارواح آنها به آن بدنها بازگشت ، و همگى برخواستند مانند روزى كه مردند حتّى يك نفر از آنها در حال مرگ باقى نماند ، و پس از آن مدّتى طولانى زنده ماندند .
و خداوند قومى كه با حضرت موسى خارج شدند ميراند هنگامى كه براى مناجات با خدا رفت و آنها گفتند : خدا را به رأى العين به ما نشان بده ، خدا آنها را ميراند ، و سپس زنده كرد .
أَسْئِلَةٌ حَوْلَ حَوْضِ الْكَوْثَرِ
عَنِ ابْنِ سِنانٍ قالَ : سَأَلْتُ أَبا عَبْدِ اللَّهِ - عليه السلام - عَنِ الْحَوْضِ ؟
فَقالَ : هُوَ حَوْضٌ مابَيْنَ بُصْرى إِلى صَنْعاء أَتُحِبُّ أَنْ تَراهُ ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٤٧