ابرش با امام صادق - عليه السلام - ملاقات كرد و گفت : اى اباعبداللّه ؛ خبر ده مرا از فرمايش خداى عزوجل : « آيا كافران نديدند كه آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند ، و ما آنها را از يكديگر بازكرديم » . پس آن پيوستگى و آن از هم جدا شدن چه بود ؟
حضرت صادق - عليه السلام - فرمودند : اى ابرش ؛ خدا همانطور است كه خود را توصيف نموده است : « و عرش ( حكومت ) او ، بر آب قرار داشت » و آب روى هوا بود ، و هوا محدود نيست ، و آن روز مخلوقى غير از آنها نبود ، و آب - آن روز - گوارا و صاف بود .
و هنگامى كه خواست زمين را بيافريند دستور داد به بادها كه آب را بهم بزنند تا موج شود ، و سپس كف كرد ، و كف يك توده شد ، سپس خدا آن را در يك جا جمع نمود ، سپس آن را كوهى از كف قرار داد ، سپس زمين را از زير آن پهن نمود و گسترانيد ، و خدا مىفرمايد :
« همانا نخستين خانهاى كه براى مردم ( و نيايش خداوند ) قرار داده شد ، همان است كه در سرزمين مكّه است ؛ كه پربركت است » .
سپس خداى تبارك و تعالى مدتى كه اراده فرموده بود مكث نمود ، و هنگامى كه خواست آسمان را بيافريند دستور داد به بادها كه در ياها را به هم بزند ، تا اينكه كف كرد و از ميان آن موج و كف دودى بدون آتش برخاست ، و از آن آسمان را آفريد و در آن برجها ، و ستارهها ، و منازل ، آفتاب و ماه قرار داد ، و آن ها را در ( مدارها ) به جريان انداخت ، و آسمان سبز بود به رنگ آب صاف سبزگون ، و زمين سبز بود به رنگ آب .
و هر دوى آن باهم پيوسته و چسبيده بودند ، كه هيچ منفذى در آن نبود ، و در زمين هيچ منفذى و راهى نبود كه همان رويش گياه باشد ( يعنى هيچ گياهى در
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٨٤