تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
نمىكرد كه گردن او را بزند ؟ ! مگر نه اينكه به آن حضرت نسبت دادند كه با وجود فاطمه - سلام اللَّه عليها - در خانه‌اش مىخواست ؛ با دختر ابى جهل ازدواج كند ، و پيامبر - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - از اين كار خشمگين شد ، و بر منبر به مسلمين از اوشكايت نمود و فرمود : على مىخواهد با وجود دختر پيامبر خدا در خانه‌اش ، با دختر دشمن خدا ازدواج كند ، آگاه باشيد فاطمه پاره‌اى از من است هر كس او را آزار بدهد ، مرا آزار داده است ، و هر كس او را خوشحال كند مرا خوشحال كرده است . و هر كس او را به خشم آورد مرا به خشم در آورده است . سپس امام صادق - عليه السلام - فرمود : اى علقمه ؛ چقدر سخنان مردم دربارهء على - عليه السّلام - عجيب و غريب است ؟ ! ! چه قدر فاصله است بين آن كس كه مىگويد : على پروردگار و معبود است ، و آن كسى كه مىگويد : او بندهء معصيت كار است ، و معبود را معصيت كرده است . و البته گفتهء كسى كه گناه را به او نسبت مىدهد آسانتر است از گفته‌ى كسى كه به او نسبت پروردگارى مىدهد . اى علقمه ؛ مگر نه اينكه در بارهء خدا گفتند : او يكى از سه‌تا است ؟ مگر نه اينكه او را به مخلوقش تشبيه كردند ؟ مگر نه اينكه گفتند : او همان زمانه است ؟ مگر نه اينكه گفتند : او همان فلك است ؟ مگر نه اينكه گفتند : او جسم است ؟ مگر نه اينكه گفتند : او داراى صورت است ؟ منزّه است خدا و متعالى است از تمام آنچه مىگويند . اى علمقه ؛ زبانهائى كه ذات خداى متعال را به آنچه ذات مقدسش لايق آن نيست توصيف مىكنند چگونه ممكن است نسبت ندهند به شما آنچه را كراهت داريد ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 338 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى