نمىكرد كه گردن او را بزند ؟ !
مگر نه اينكه به آن حضرت نسبت دادند كه با وجود فاطمه - سلام اللَّه عليها - در خانهاش مىخواست ؛ با دختر ابى جهل ازدواج كند ، و پيامبر - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - از اين كار خشمگين شد ، و بر منبر به مسلمين از اوشكايت نمود و فرمود : على مىخواهد با وجود دختر پيامبر خدا در خانهاش ، با دختر دشمن خدا ازدواج كند ، آگاه باشيد فاطمه پارهاى از من است هر كس او را آزار بدهد ، مرا آزار داده است ، و هر كس او را خوشحال كند مرا خوشحال كرده است . و هر كس او را به خشم آورد مرا به خشم در آورده است .
سپس امام صادق - عليه السلام - فرمود : اى علقمه ؛ چقدر سخنان مردم دربارهء على - عليه السّلام - عجيب و غريب است ؟ ! !
چه قدر فاصله است بين آن كس كه مىگويد : على پروردگار و معبود است ، و آن كسى كه مىگويد : او بندهء معصيت كار است ، و معبود را معصيت كرده است .
و البته گفتهء كسى كه گناه را به او نسبت مىدهد آسانتر است از گفتهى كسى كه به او نسبت پروردگارى مىدهد .
اى علقمه ؛ مگر نه اينكه در بارهء خدا گفتند : او يكى از سهتا است ؟
مگر نه اينكه او را به مخلوقش تشبيه كردند ؟
مگر نه اينكه گفتند : او همان زمانه است ؟
مگر نه اينكه گفتند : او همان فلك است ؟
مگر نه اينكه گفتند : او جسم است ؟
مگر نه اينكه گفتند : او داراى صورت است ؟ منزّه است خدا و متعالى است از تمام آنچه مىگويند .
اى علمقه ؛ زبانهائى كه ذات خداى متعال را به آنچه ذات مقدسش لايق آن نيست توصيف مىكنند چگونه ممكن است نسبت ندهند به شما آنچه را كراهت داريد ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 338
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٣٨