نجارى - كه نامش يوسف بود - به عيسى باردار شد ؟
مگر نه اينكه پيامبر ما محمد - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - را نسبت دادند به اينكه شاعر ، ديوانه ( يا جن زده ) است ؟
مگر نه اينكه روز جنگ بدر به او نسبت دادند كه قطيفهء سرخى از غنائم را براى خود بناحق برداشته است ؟ تا اينكه خداى عزّوجلّ او را از جاى آن قطيفه آگاه ساخت و پيامبر خود را از تهمت خيانت مبرّا ساخت ، و در اين زمينه در كتابش آيهاى نازل فرمود آنجا كه فرمود : « گمان كرديد ممكن است پيامبر به شما خيانت كند ؟ ! در حالى كه ممكن نيست هيچ پيامبرى خيانت كند ! و هر كس خيانت كند ، روز رستاخيز ، آنچه را در آن خيانت كرده ، با خود ( به صحنهء محشر ) مىآورد » .
مگر نه اينكه به او نسبت دادند كه او در زمينهء پسر عمّش على - عليه السّلام - از روى هواى نفس سخن گفت ؟ تا اينكه خدا سخن آنها را تكذيب نمود و فرمود :
« و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد * آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست » !
مگر نه اينكه او را در گفتهاش كه : « من فرستادهء خدا به سوى شما هستم » به دروغ گفتن نسبت دادند ؟ تا اينكه خداوند عزّوجلّ بر او آيهاى نازل فرمود كه در آن مىفرمايد : « پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند ؛ و در برابر تكذيبها ، صبر و استقامت كردند ؛ و ( در اين راه ) آزار ديدند ، تا هنگامى كه يارى ما به آنها رسيد » .
و روزى كه فرمود : مرا ديشب به معراج به آسمانها بردند .
گفتند : به خدا قسم ديشب از خوابگاهش جدا نشد ! !
و آنچه كه به اوصياء و جانشينان پيامبر نسبت دادند بيشتر بود .
مگر نه اينكه به على سيد اوصياء - عليهم السّلام - نسبت دادند كه دنيا و ملك را طلب مىكرد ، و فتنه را بر آرامش ترجيح مىداد ، و اينكه خون مسلمين را بدون مجوز مىريخت ، و اينكه اگر در او خيرى بود خالد بن وليد مأموريت پيدا
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام صادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٣٧