چرا امامان به يك سؤال جوابهاى گوناگون مىدهند ؟
موسى بن اشيم گفت : خدمت امام صادق - عليه السّلام - شرفياب شدم ، و از حضرتش در بارهء مطلبى سؤال كردم ، پاسخى به من دادند ، در حالى كه نشسته بودم شخصى وارد شد و در بارهء همان مطلب سؤال كرد ، امام پاسخ ديگرى كه مخالف پاسخ من بود دادند ، و هنگاميكه شخص سوّمى آمد و در بارهء همان مطلب سؤال كرد ، پاسخ امام به او غير از پاسخ من و پاسخ شخص دوم بود ، اين مطلب باعث ترس من شد و بر من سنگين آمد .
هنگاميكه همه رفتند و تنها شديم ، حضرت به من نگاه كردند و فرمودند :
اى ابن اشيم ؛ گويا از آنچه پيش آمد نگران و ناراحت شدى ؟
گفتم : بله - فدايت شوم - نگران و در تعجّبم چگونه به يك سؤال سه پاسخ داده شد .
حضرت فرمودند : اى ابن اشيم ، خداوند امر مديريت مملكتش را به داود واگذار كرد ( تا هرطور كه مناسب ديد حكومت كند ) و فرمود : « اين عطاى ما است ، به هر كس كه مىخواهى ( و صلاح مىبينى ) ببخش ، و از هر كس كه مىخواهى امساك كن ، و حسابى بر تو نيست ( تو امين هستى ) » .
و امر دين ( و نحوهء بيان آن را ) به پيامبرش محمد - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - واگذار كرد ( تا هرطور كه صلاح مىداند اين كار را انجام دهد ) و فرمود : « آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد ( و اجرا كنيد ) و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد » .
و خداوند به ما واگذار نمود آنچه را به رسول اكرم محمد - صلّىاللَّه عليه وآله و سلّم - واگذار نمود ، پس نگران و ناراحت مشو .
2 - عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حازِمٍ قالَ : قُلْتُ لِأَبي عَبْدِاللَّهِ عَلَيْهِ السَّلام : ما بالي