ولى كار را به ايشان واگذار نفرمود ، پس ايشان چون كار را انجام دهند ، هنگام كار و همراه كار ، استطاعت بر آن كار دارند پس اگر كارى را در ملك خدا انجام ندهند اين نشانهء اين است كه استطاعت ندارند كارى را كه انجام ندادهاند انجام بدهند ، زيرا خداى عزّوجل مقتدرتر از آن است كه كسى در ملك با او رقابت كند .
مرد بصرى گفت : پس مردم مجبورند ؟
حضرت فرمود : اگر مجبور بودند معذور بودند ( نمىبايست عقاب شوند ) .
گفت : پس به ايشان واگذار شده است ؟
فرمود : نه .
گفت : پس در چه حالند ؟
فرمود : ( پيش از آنكه خدا آنها را بيافريند ) كار و وضع آنها را دانست پس ابزار همان كار را در وجودشان قرار داد ، و چون انجام دهند مقارن علم استطاعت دارند . ( يعنى كار را با اراده و اختيار خويش انجام مىدهند ) .
مرد بصرى گفت : گواهى مىدهم كه حق همين است و شما خاندان نُبُوَّت و رسالت هستيد .
كَيْفَ أَجابَ الْعِبادُ في عالَمِ الذَّرِّ ؟
1 - عَنْ أَبي بَصيرٍ قالَ : قُلْتُ لِأَبي عَبْدِاللَّهِ - عليه السّلام - : كَيْفَ أَجابُوا وَهُمْ ذَرٌّ ؟
قالَ : جَعَلَ فيهِمْ ما إِذا سَأَلَهُمْ أَجابُوهُ ، يَعْني فِي الْميثاقِ .
بَيانٌ : أَيْ : تَعَلَّقَتِ الْأَرْواحُ بِتِلْكَ الذَّرِّ وَجَعَلَ فيهِمُ الْعَقْلِ وَآلَةِ السَّمْعِ وَآلَةِ النُّطْقِ حَتّى فَهِمُوا الْخِطابَ وَأَجابُوا وَهُمْ ذَرٌّ . « 1 »
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 5 ص 205 ح 57 .