تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
أبو عروة : دخلت مع أبي بصير إلى منزل أبي جعفر وأبي عبداللَّه عليهما السلام فقال لي : أترى في البيت كوَّة قريبة ؟ قلت : نعم و ما علمك بها ؟ قال : أرانيها أبو جعفر عليه السلام « 1 » . ابو بصير گويد : به امام باقر عليه السلام عرض كرد : چقدر حاجى زياد است و صداى داد و فرياد همه‌جا را گرفته ؟ ! فرمود : نه ، داد و فرياد زياد است ؛ ولى حاجى چقدر كم است . علاقه دارى راستى سخن مرا با چشم خود ببينى . در اين موقع دست مباركش را روى دو چشمم كشيد و دعايى خواند و چشمانم بينا شد ، فرمود : اكنون به حاجىها نگاه كن . نگاه كردم ، ديدم بيشتر مردم به شكل بوزينه و خوك هستند ، و مؤمن در ميان آنها همچون ستارهء درخشان در شب تار از دور ديده مىشود . ابو بصير عرض كرد : صحيح مىفرماييد ، حاجى كم است . باز دعايى خواند دو مرتبه نابينا شد . ابو بصير در مورد چشم خود التماس نمود . امام عليه السلام فرمود : ما از تو مضايقه نداريم ، خدا نيز به تو ستم روا نداشته ، آنچه صلاحت بوده انتخاب كرده ، مىترسم مردم نيز فريفتهء ما شوند و فضل خدا بر ما فراموش كنند ، در مقابل خدا ما را بپرستند با اين كه بندهء او هستيم و از عبادتش سرپيچى نداريم ، و از فرمانبردارى او خسته نمىشويم و تسليم او هستيم . ( در روايت ديگرى ) ابو عروه گويد : با ابو بصير وارد منزل امام باقر و امام صادق عليهما السلام شديم ، ابو بصير به من گفت : در خانه پنجره‌اى را نزديك سقف مىبينى ؟ گفتم : بلى تو از كجا خبر دارى . گفت : امام باقر عليه السلام به من نشان داده . 141 / 141 - عليٌّ ، عن أبيه ، عن حنان ، عن أبيه قال : قلت لأبي جعفر عليه السلام : أتصلّي النوافل
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : ج 46 ص 261 ح 6 عن المناقب لابن شهراشوب .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 524 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى