فقال الباقر عليه السلام : قد أذنّاك ، فسل .
قال : أخبرني بيوم هلك ثلث الناس .
فقال : وهمت يا شيخ ! أردت أن تقول ربع الناس وذلك يوم قتل هابيل ، كانوا أربعة : قابيل وهابيل وآدم وحوّاء عليهما السلام فهلك ربعهم .
فقال : أصبت ووهمت أنا ، فأيّهما كان الأب للناس ، القاتل أو المقتول ؟
قال : لا واحد منهما ، بل أبوهم شيث بن آدم عليه السلام .
بيان : لعلّ المراد من الناس الموجودون في ذلك الزمان « 1 » .
ابو بصير گويد : امام باقر عليه السلام در حرم نشسته بودند و دور ايشان گروهى از دوستانش حلقه زده بودند ، در اين هنگام طاووس يمانى با گروهى وارد مسجد شد و گفت : صاحب اين حلقه كيست ؟
گفته شد : محمّد ( الباقر ) بن علىّ بن الحسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السلام است .
گفت : من هم او را مىخواهم ، آمد در مقابل حضرت ايستاد و سلام كرد و نشست و گفت : آيا اجازه پرسش مىفرماييد ؟
امام باقر عليه السلام فرمود : اجازه داديم ، بپرس .
گفت : به من خبر بده كدام روز بود كه يك سوّم مردم هلاك شد ؟
حضرت فرمود : اشتباه پنداشتى اى شيخ ! مىخواستى بگويى : يك چهارم مردم ؟ ! و آن روزى بود كه هابيل كشته شد ، مردم ( در آن زمان ) چهار نفر بودند :
قابيل ، هابيل ، آدم و حوّا عليهما السلام ، پس يك چهارم آنها هلاك شد .
گفت : شما راست گفتى و من اشتباه كردم ، پس كدام يك پدر مردم بودند ، قاتل يا مقتول ؟
حضرت فرمود : هيچ كدام از آنها ، پدرِ مردم شيث بن آدم عليه السلام بود .
علّامه مجلسى رحمه الله مىفرمايد : شايد مراد از مردم ، مردمى كه در آن زمان موجود بودند ، باشد .
43 / 43 - عن أبي بكر الحضرمي ، عن أبي جعفر عليه السلام قال : قال لي : ما يقول الناس في
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 11 ص 241 ح 32 ، عن قصص الأنبياء .