. ثمّ خاطب اللَّه عزّ وجلّ في ذلك الموقف محمّداً صلى الله عليه و آله و سلم ، فقال : يا محمّد ! إذا رأوا الشكّاك والجاحدون تجارة يعني الأوّل أو لهوا يعني الثاني إنصرفوا إليها .
قال : قلت : إنفضوا إليها .
قال : تحريف هكذا نزلت ، و تركوك مع عليّ عليه السلام قائما قل يا محمّد ! ما عند الله من ولاية عليّ عليه السلام والأوصياء
خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ
يعني بيعة الأوّل والثاني للذين اتقوا .
قال : قلت : ليس فيها : للذين اتقوا .
قال : فقال : بلى هكذا نزلت ، وأنتم هم الّذين اتّقوا
وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
« 1 » .
جابر جعفى گويد : امام باقر عليه السلام فرمود : چرا جمعه را به اين نام ناميدهاند ؟
گفتم : فدايت شوم ؛ علّت آن را بفرماييد .
فرمود : برايت تأويل و تفسير اعظم آن را نگويم ؟ !
عرض كردم : چرا اى فرزند رسول خدا ! بفرمائيد .
فرمود : جابر ! اين روز را جمعه ناميدهاند چون در اين روز ، خداوند تمام جهانيان را از اوّلين و آخرين و هرچه آفريده از جن و انس و تمام مخلوقات آسمانها و زمين و درياها و بهشت و جهنّم و هرچه بوجود آورده در محل ميثاق گِرد هم آورد .
پس از تمام آنها به ربوبيت و براى محمّد صلى الله عليه و آله و سلم به نبوّت و براى على عليه السلام به ولايت پيمان گرفت ، در همين روز ، خداوند به آسمانها و زمين فرمود : « به وجود آييد ؛ خواه از روى اطاعت و خواه از روى اكراه ، آنها گفتند : ما از روى اطاعت به وجود مىآييم » پس اين روز را جمعه ناميد ، چون همهء جهانيان را از اوّلين و آخرين جمع كرد .
بعد مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! هنگامى كه براى نماز در روز جمعه ندا داده مىشود » وقتى دعوت به نماز مىشويد در روز جمعه همين روزى كه شما را در آن جمع نمود .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : ج 24 ص 399 ، عن الإختصاص : 129 .