خداوند متعال به او وحى فرمود : اى عيسى ! همانا اين بندهء من ، نزد من از غير درى كه بايد مىآمد ؛ آمده است ، او مرا خواند در حالى كه در قلبش به تو شك داشت ، پس اگر ( با اين حال ) مرا بخواند تا اين كه گردنش قطع شود ، و انگشتانش از هم بپاشد ؛ دعاى او را مستجاب نمىكنم .
امام عليه السلام مىفرمايد : حضرت عيسى عليه السلام رو به او كرد و فرمود : تو پروردگارت را مىخوانى در حالى كه در مورد پيامبرش ترديد مىكنى ؟
گفت : اى روح اللَّه و كلمهء او ! سوگند به خدا چنين بود كه گفتى ( و من در مورد تو شك داشتم ) ، اكنون خداى را بخوان كه آن شك را از دل من ببرد .
امام عليه السلام مىفرمايد : حضرت عيسى عليه السلام براى او دعا كرد و به سوى خدا توبه كرد و خداوند نيز توبهء او را پذيرفت ، و او هم مانند خاندان خود گرديد .
158 / 158 - محمّد بن يحيى ، عن محمّد بن الحسين ، عن صفوان ، عن معاوية بن عمّار ، عن ناجية ، قال : قلت لأبي جعفر عليه السلام : إنّ المغيرة يقول : إنّ المؤمن لا يبتلى بالجذام ولا بالبرص ولا بكذا ولا بكذا .
فقال ، : إن كان لغافلًا عن صاحب يس ، إنّه كان مكنّعاً ثمّ ردّ أصابعه ، فقال : كأنّي أنظر إلى تكنيعه ، أتاهم فأنذرهم ، ثمّ عاد إليهم من الغد فقتلوه « 1 » .
ناجيه گويد : به امام باقر عليه السلام گفتم : مغيره مىگويد : مؤمن به مرض جذام ، پيسى و مانند آن مبتلا نمىشود .
فرمود : او از صاحب يس ( حبيب نجار ) غافل است كه دستش چلاق بود .
آنگاه امام عليه السلام انگشتان خود را مانند او نمود و فرمود : گويا هماكنون او را مىبينم كه با آن دست چلاقش نزد آنها آمده و اندرزشان مىدهد ، سپس فردا نزد آنها آمد و آنان او را كشتند .
159 / 159 - عن جابر بن عبداللَّه ، عن أبي جعفر عليه السلام قال : كنّا جلوساً معه فتلا رجل هذه الآية :
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ
« 2 » .
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 14 ص 274 ح 6 ، عن الكافي .
( 2 ) - المدّثّر : 38 و 39 .