تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام باقر ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
قلت : ما هذا الخلق المسوخ ؟ قال : هذا الّذي ترى ، هذا السواد الأعظم ، ولو كشف الغطاء للنّاس ما نظر الشيعة إلى من خالفهم إلّافي هذه الصورة . ثمّ قال : يا أبا محمّد ! إن أحببت تركتك على حالك هكذا وحسابك على اللَّه ، وإن أحببت ضمن لك على اللَّه الجنّة ورددتك على حالك الأوّل . قلت : لا حاجة لي إلى النظر إلى هذا الخلق المنكوس ، ردّني فما للجنّة عوض . فمسح يده على عيني ، فرجعت كما كنت « 1 » . ابو بصير گويد : خدمت امام باقر عليه السلام عرض كردم : من غلام شما و از شيعيان شما هستم و مردى ضعيف و نابينايم ، بهشت را براى من ضامن شو . حضرت فرمود : آيا نمىخواهى علامتى از امامان را براى تو بگويم ؟ عرض كردم : ممكن نيست هر دو را براى من جمع نمايى ؟ فرمود : آيا بر اين مايلى و دوست دارى ؟ عرض كردم : چگونه دوست نداشته باشم ؟ چيزى نگذشت كه دستى بر روى چشمم كشيد و چشمم باز شد و هرچه در خانه بود با چشم خودم ديدم . حضرت فرمود : اى ابا محمّد ! اينك چشم تو بينا شد ، نگاه كن ببين چه مىبينى ؟ عرض كردم : به خدا سوگند هرچه نگاه كردم جز سگ ، خوك و ميمون نديدم . عرض كردم : اين مخلوقات و قيافه‌هاى مسخ شده چيستند ؟ فرمود : اين كه مىبينى ، اين سواد اعظم و تشكيل دهندهء اجتماع هستند ، اگر پرده از روى چشم مردم كنار رود شيعيان مخالفين خود را جز به اين شكل نخواهند ديد . آنگاه فرمود : اى ابا محمّد ! اگر دوست دارى به همين حالت نگهت مىدارم و حساب تو بر خدا باشد ، و اگر دوست دارى تو را به حالت اولى خود برمىگردانم و
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 27 ص 30 ح 3 ، عن الخرائج .