فقال : إنّ اللَّه تباركت أسماؤه الّتي يدعا بها ، و تعالى في علوّ كنهه ، واحد توحّد بالتوحيد في علوّ توحيده ( توحّده ) ، ثمّ أجراه على خلقه ، فهو واحد صمد قدّوس ، يعبده كلّ شيء ، ويصمد إليه كلُّ شيء ، ووسع كلَّ شيء علماً « 1 » .
جابر بن يزيد گويد : از امام باقر عليه السلام سؤالى در مورد توحيد پرسيدم ؟
حضرت فرمود : خداوند - كه با اسامى مباركش منزّه از نقائص است كه به وسيلهء آنها خوانده مىشود ، و در كنه والاى خود متعال و بلند مرتبه است - بىهمتايى است كه يگانگى با توحيد كرده در مقام والاى يگانگى ، پس از آن بر مخلوقش اجرا و معرفى كرده است « 2 » ، پس او يگانه ، بىنياز ، پاك و مبارك است ، همه چيز او را عبادت مىكند ، و او از هر چيزى بىنياز است ، و بر هر چيزى دانش او احاطه دارد .
10 / 10 - سأل نافع بن الأزرق أبا جعفر عليه السلام قال : أخبرني عن اللَّه عزّ وجلّ متى كان ؟
فقال له : ويلك ! أخبرني أنت متى لم يكن حتّى اخبرك متى كان ، سبحان من لم يزل ولا يزال فرداً صمداً لم يتّخذ صاحبة ولا ولداً « 3 » .
نافع بن ازرق از امام باقر عليه السلام پرسيد : مرا خبر ده كه خداى متعال از چه زمانى بوده است ؟
حضرت فرمود : واى بر تو ! تو خبر ده مرا كه از چه زمانى نبوده است تا من خبر دهم كه از چه زمانى بوده است ؟ پاك و منزه است خدايى كه پيوسته بوده و هميشه
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 3 ص 220 ح 10 ، عن التوحيد .
( 2 ) - علّامهء بزرگوار مجلسى رحمه الله در بيان اين بخش از حديث شريف گويد : اين سخن دو جور معنا مىشود :
نخست اين كه ، يعنى در ازل كسى نبود كه او را به يگانگى وصف كند ، بارى تعالى خودش را به يگانگى توصيف فرمود ، چرا كه متفرّد در وجود و متوحّد در يگانگى خويش بود ، آنگاه مخلوقات را آفريد و خويشتن را به آنان معرفى فرمود ، و دستور داد كه او را به يگانگى شناخته و عبادت كنند .
دوّم اين كه ، توحّد و يگانه توصيف كردن او با غير او شبيه نيست ، او ( بارى تعالى ) متفرّد در توحيد و يگانگى است .
( 3 ) - بحار الأنوار : ج 3 ص 284 ح 3 ، عن الاحتجاج .