تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧

او كيست ؟

76 . در روايتى آمده‌است : مردى خدمت حضرت امام زين العابدين عليه السلام شرفياب شد . آن حضرت فرمود : تو كيستى ؟ عرض‌كرد : منجم هستم . فرمود : پس تو از غيب خبر مىدهى ؟ راوى مىگويد : حضرت نگاهى به او كرد و فرمود : مىخواهى شخصى را به تو نشان دهم كه در همين فاصله آمدن تو به اين جا از چهارده عالم گذشت كه هر كدام سه برابر دنيا بوده با اين كه در مكان خود نشسته است ؟ عرض‌كرد : او كيست ؟ فرمود : من ، اگر مايلى بگويم چه خورده‌اى و در خانهء خود چه اندوخته‌اى ؟

گرگ چه مىگفت ؟

77 . در روايتى آمده‌است : روزى حضرت امام زين العابدين عليه السلام به مزرعه خود رفت ، ناگاه مشاهده كرد كه گرگى موى ريخته و خشمگين راه را بر مردم گرفته‌است . گرگ نزديك آن حضرت رسيده ناله‌اى كرد . امام سجاد عليه السلام فرمود : برو - ان شاء الله - انجام مىدهم . گرگ رفت . عرض ردند : گرگ چه مىگفت ؟ فرمود : گرگ پيش من آمد و مىگفت كه زايمان بر ماده‌اش سخت شده به داد من و او برس و دعا كن نجات يابد ، من پيمان مىبندم كه خودم و فرزندانم هرگز متعرض آزار دوستان تو نشويم . من نيز خواسته او را پذيرفتم
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 257 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى