تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١

كدام كُناسه ؟

73 . ابوحمزه ثمالى مىگويد : در هر سال موسم حج وقتى كه امام على بن الحسين عليهما السلام به حج مىآمدند به ديدارشان مىرفتم ، يك سال به ديدارشان رفته بودم ، ديدم بر روى ران مباركشان كودكى است . كودك به سنگ درب برخورد كرد ( و زخمى شد ) و بىصدا گريه كرد . حضرت سراسيمه خود را به او رساند و خون زخم او را پاك مىكرد و مىفرمود : پناه مىبرم از تو كه در منطقه كناسه به دار آويخته شوى ! عرض كردم : پدر و مادرم فداى شما باد ، كدام كناسه ؟ فرمودند : كناسه كوفه . گفتم : اين گونه خواهد شد ؟ فرمودند : آرى سوگند به آن كه محمد صلى الله عليه و آله را به حق مبعوث كرد ، اگر بعد از من زندگى كنى خواهى ديد كه اين كودك در ناحيه‌اى از نواحى كوفه در حالى كه كشته شده و دفن شده به صورت نبش قبر شده روى زمين او را مىكشند و در كناسه به دار مىآويزند ، بعد او را پايين آورده و مىسوزانند و خاكسترش را به باد مىدهند . گفتم : فداى شما شوم ، اسم اين كودك چيست ؟ فرمودند : فرزندم زيد است و چشم‌هايشان از اشك پر شد و فرمودند : داستان اين فرزند را براى تو بيان مىكنم . در يك شب هنگامى كه در حال سجود و ركوع بودم ، خواب مرا فرا گرفت ، ديدم گويا در بهشت هستم و رسول خدا صلى الله عليه و آله ، حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام نيز بودند و يك حورى از حوريان بهشتى را به بنده تزويج فرمودند و من با او نزديكى كردم و در سدرةالمنتهى غسل كردم و به دنبالش هاتفى به من ندا داد : مبارك باد بر تو زيد !