آن گاه محمد باقر عليه السلام فرمودند : اى قوم ! از كار خدا شگفت زده نشويد ! من على و على نيز من هستم ؛ همهء ما از يك نور هستيم ، روح ما از امر خداست . نخستين ما محمد ، وسطى ما محمد و آخرين از ما محمد است و همهء ما محمد هستيم .
جابر مىگويد : وقتى آن ها آن مطالب را شنيدند به صورت به سجده افتادند در حالى كه مىگفتند : به ولايت شما ، باطن شما و ظاهر شما ايمان آورديم و به ويژگىهاى شما اقرار داريم .
در اين حال امام زينالعابدين عليه السلام فرمودند : اى جمعيت ! سرهايتان را بالا بياوريد ! شما اكنون عارف ، فائز و آگاه شديد و اينك شما كامل گرديديد و به حق مطلب رسيديد . مبادا آن چه از من و فرزندم محمد ديديد افراد كوته نظر و ضعيفالايمان را آگاه كنيد ؛ زيرا در اين صورت به شما دشنام داده و تكذيبتان مىكنند .
گفتند : چشم و مىشنويم و اطاعت مىكنيم .
راوى مىگويد : آنان در حالى كه رشد يافته و كامل گرديده بودند رفتند .
جابر مىگويد : به حضرت عرض كردم : اى سرورم ! هر كسى كه اين موضوع را به اين شكلى كه انجام داديد و بيان نموديد نداشته باشد ، ولى در درونش محبت شما را دارد و فضايل شما را مىگويد و از دشمنان شما بيزارى مىجويد حالش چگونه است ؟
فرمودند : در خير و نيكى است تا اين كه به كمال برسد .
جابر مىگويد : گفتم : اى پسر رسول خدا ! آيا بعد از آن مورد ، چيزى ديگرى نيز هست كه آن ها كوتاهى كرده باشند ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٤١