بنابراين هنگامى كه امام محمد باقر عليه السلام را ديدند به سويش شتافتند و چنين گفتند : اى فرزند رسول خدا ! آيا نديديد چه بر سر امت جدتان حضرت محمد صلى الله عليه و آله آمد تا نفر آخرشان هلاك و نابود شدند . پدر بزرگوارتان كجا تشريف دارند تا از ايشان بخواهيم كه به مسجد تشريف بياورند و به واسطه ايشان به خداوند متعال تقرّب بجوييم تا اين بلا را از امت جدتان بردارد ؟
حضرت امام محمد باقر عليه السلام به آن ها فرمودند : خداوند بلند مرتبه هر كارى كه بخواهد انجام مىدهد ، خودتان را اصلاح كنيد و بر شما باد به تضرّع و توبه و دورى از آنچه كه انجام مىدهيد ؛ زيرا كه هيچ كس جز گروه زيانكاران خود را از مكر خدا ايمن نمىدانند .
جابر مىگويد : امام زينالعابدين عليه السلام مشغول نماز بودند ، ما منتظر مانديم تا نمازشان تمام شد ، به ما رو كردند و فرمودند : اى محمد ! از مردم چه خبر ؟
امام باقر عليه السلام فرمودند : قدرت خداوند متعال را با تعجّب و شگفتى ديدند .
جابر گفت : حاكمشان از ما خواست كه شما را به مسجد ببريم و مردم هم جمع شوند و دعا كنند و به درگاه خداوند تضرع بجويند و از خداوند بخواهند كه بلا را برگرداند .
جابر مىگويد : امام سجاد عليه السلام لبخندى زدند و اين آيهها را تلاوت فرمودند كه مىفرمايد : « آيا پيامبران شما دلايل روشن برايتان نياوردند ؟
مىگويند : چرا . آنها مىگويند : پس هر چه مىخواهيد خدا را بخوانيد ؛ ولى دعاى كافران به جايى نمىرسد و جز در ضلالت نيست » و « و اگر فرشتگان را بر آن ها نازل كنيم و مردگان با آنها سخن گويند و همه چيز را در برابر آنها جمع مىنموديم هر گز ايمان نمىآورند مگر آن كه خدا بخواهد ولى بيشتر آنها نمىدانند » .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٢٧