سپس امام سجاد عليه السلام فرمودند :
به خدا سوگند ! نفهميدند كه امر خدا و امر اولياى او با خودش مىباشد ؛ همانا درجات بالا جز با تسليم به خداى عزوجل و ترك پيشنهاد به او و تسليم به آنچه كه تدبير نموده به دست نمىآيد . همانا اولياى خدا در مقابل مصيبتها و ناخشنودىها بسيار صبر كردند ؛ آن چنان صبرى كه هيچ كس با آنان در آن قابل مقايسه نيست و خداوند متعال به آنها پاداش داده و برآوردن همه خواستههايشان را واجب نموده ، ولى آنها با اين وجود چيزى را نمىخواهند مگر آنچه كه خدا برايشان بخواهد .
چرا به ما توجه نمىكنى ؟
67 . در روايتى آمده است : امام باقر عليه السلام مىفرمايند :
عبدالملك ( حاكم سفاك اموى ) مشغول طواف خانه خدا بود كه پيش روى او حضرت على بن الحسين عليهما السلام طواف مىكرد و به ايشان توجهى نمىكرد . عبدالملك آن بزرگوار را نمىشناخت ، از اين رو گفت : اين چه كسى است كه در مقابل ما طواف مىكند و به ما اصلًا توجهى ندارد ؟
به او گفته شد : ايشان جناب على بن الحسين عليهما السلام هستند .
عبدالملك بر جاى خود نشست و گفت : او را به نزد من بياوريد !
امام سجّاد عليه السلام را نزدش آوردند . عبدالملك به حضرت گفت : اى على بن الحسين ! من قاتل پدر شما نيستم ، پس چرا به ما توجه نمىكنى ؟