تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
امام عليه السلام به او فرمودند : آيا دوست دارى برترى خود را بر آنان ببينى ؟ گفت : آرى . حضرت دستى به صورت او كشيدند و فرمودند : نگاه كن . وقتى نگاه كرد ، پريشان گشت و گفت : فدايت شوم ، مرا به حالت اول برگردانيد ؛ زيرا من در مسجد به جز خرس ، ميمون و سگ نديدم . پس حضرت امام سجاد عليه السلام دستى به صورت آن شخص كشيدند و او به حالت اول برگشت .

مرا از آن چه خورده‌ام آگاه سازيد !

62 . محمد بن على مؤلّف كتاب « انبيا و اوصيا » اين گونه روايت مىكند : مردى به نزد امام سجاد عليه السلام آمد در حالى كه اصحاب آن حضرت در حضورشان بودند . حضرت فرمودند : اين مرد از كجا آمده است ؟ مرد گفت : من مردى منجّم و قيافه شناس هستم و همه چيز را مىدانم . حضرت به او نگاهى كردند و فرمودند : آيا مىخواهى به تو بشناسانم مردى را كه در چهارهزار عالم راه پيموده ؛ همان وقتى كه تو بر ما وارد شدى ؟ آن شخص پرسيد : او كيست ؟ حضرت در جواب فرمودند : امّا در مورد آن مرد چيزى بيان نمىكنم ؛ ولى اگر بخواهى به تو مىگويم چه خورده‌اى و در خانه‌ات چه چيزى ذخيره كرده‌اى ! آن شخص گفت : آگاهم سازيد .