تا كى اين همه پشتكار و رنج ؟
50 . معتب از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام چنين نقل مىكند كه فرمودند :
حضرت على بن الحسين عليهما السلام در امر عبادت پر تلاش بودند و روزها را روزه و شبها را به عبادت مشغول بودند و اين كار به جسمشان آسيب رسانده بود ، به ايشان گفتم : اى پدر ! تا كى اين همه پشتكار و رنج .
ايشان به من فرمودند : به خداى خود عشق مىورزم تا در نزدش جايگاهى پيدا كنم .
از خصوصيات حضرت اين بود كه پياده به حج مىرفت و فاصله بين مدينه و مكه را در بيست روز مىپيمود .
جناب زراره بن اعين مىگويد : حضرت بيست سفر با شتر حج گذارد هيچ گاه با تازيانه شتر را نزد .
ابراهيم الرافعى مىگويد : شترش دور خودش مىچرخيد و جلو نمىرفت . ايشان شلاق را بالا بردند و به آن اشاره كرده و فرمودند : اگر ترس از قصاص نبود او را مىزدم .
كجا مىروى ؟
51 . ابراهيم ادهم و فتح موصلى هر كدام مىگويند :
با قافلهاى در بيابان مىرفتم احتياجى پيدا كردم و از قافله دور شدم ، ناگاه ديدم پسركى راه مىرود ، با خود گفتم : سبحان الله ! بيابانى بىسر و ته اين پسرك اينجا چه مىكند ؟
نزديك او رفتم ، سلام كردم . جواب داد .