گفت : اى على بن الحسين ! آيا كسى را ديدهاى كه از خدا بترسد ، ولى خدا او را نجات ندهد ؟
گفتم : نه .
گفت : اى على بن الحسين ! آيا كسى را ديدهاى كه از خدا چيزى را درخواست كند ، ولى به او عطا نكند ؟
گفتم : نه .
آن گاه كه نگاه كردم هيچ كسى را نديدم و او حضرت خضر عليه السلام بود .
هر درخواست كنندهاى نيازمند نيست !
49 . ابوحمزه ثمالى مىگويد : با امام زينالعابدين عليه السلام نماز صبح را در روز جمعه در شهر مدينه خواندم ، هنگامى كه امام از نماز فارغ گرديد و تسبيح خود را نيز به جا آورد برخاست تا به منزلش برود ، من نيز همراه ايشان بودم .
وقتى به خانه رسيد خدمتكارش سكينه را صدا زد و به او فرمود : هيچ نيازمندى در منزل من نمىآيد مگر اين كه او را سير مىكنم ؛ زيرا امروز ، روز جمعه است .
به ايشان گفتم : هر كسى كه درخواستى مىكند كه نيازمند نيست !
فرمودند : اى اباثابت ! ( كنيه ابوحمزه ) مىترسم بعضى از افرادى كه از ما درخواست مىكنند مستحق واقعى باشند ، پس اگر او را سير نكنيم و ردش كنيم بر ما اهل بيت همان بلايى نازل شود كه بر حضرت يعقوب و خاندانش نازل گرديد .