آن گاه دو بار فرمودند : آن ها را سير كنيد ! آن ها را سير كنيد ! همانا حضرت يعقوب عليه السلام هر روز گوسفندى را ذبح مىكردند و آن را صدقه مىدادند و خود و خانواده خودشان نيز از آن ميل مىكردند . يك بار نيازمندى مؤمن و روزهدار كه در نزد خداوند حقيقتاً نيازمند و قانع و غريب بود و در شب جمعهاى هنگام افطار درب خانه حضرت يعقوب عليه السلام صدا زد : به شخص نيازمند غريب گرسنه از زيادى غذايتان بدهيد !
او چندين بار در كنار خانه صدا زد ؛ در حالى كه صدايش را مىشنيدند ، ولى حقش را ادا نكرده و گفتهاش را تأييد نكردند .
هنگامى كه او از سير شدنش به وسيله آن ها نااميد شد و شب نيز به طور كامل او را فرا گرفت ، آرزوى مرگ كرد و گريست و از گرسنگىاش به درگاه خدا شكايت كرد و شب را گرسنه به سر برد و روز بعد را با حالت روزهدار ، صبر كننده و ستايشگر خداى متعال آغاز كرد ؛ در حالى كه حضرت يعقوب و خاندانش سير و با شكم پر خوابيدند و زيادى غذايشان باقى مانده بود .
حضرت امام سجاد عليه السلام فرمودند : خداوند سبحان در فرداى آن شب به حضرت يعقوب عليه السلام اين گونه وحى فرمودند :
اى يعقوب ! بنده مرا خوار كردى و به خاطر آن خشم مرا برانگيختى و مستحق تأديب و كيفر و آزمايش من بر خود و فرزندت گرديدى .
اى يعقوب ! همانا محبوبترين پيامبران و گرامىترينشان در نزد من كسانى هستند كه به بندگان بيچارهام رحم مىكنند ، آن ها را نزديك خود مىآورند ، آن ها را سير مىكنند و براى آن ها پناه و امان مىباشند .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٣٣