تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
فرمود : واى بر تو ! مىدانى در مقابل چه كسى هستم ؟ آن بخش از نماز بنده قبول مىشود كه با دل توجه داشته باشد . آن مرد عرض‌كرد : پس در اين صورت ما هلاك شديم . فرمود : نه ، خداوند نقص و كاستى نمازهاى شما را به وسيله نافله جبران مىكند . امام سجاد عليه السلام در شب تاريك از منزل خارج مىشد و انبان‌ها و كيسه‌ها را بر پشت مىكشيد كه درون آن‌ها كيسه‌هاى پول از درهم و دينار بود . گاهى با پشت خود خوراكى يا هيزم حمل مىنمود و به در خانه نيازمندان مىآمد ، يك يك در مىزد ، هر كس در خانه‌اش را باز مىكرد كيسه‌اى به او مىداد . هر وقت به فقيرى چيزى مىداد صورت خود را مىپوشانيد تا او را نشناسند . هنگامى كه آن حضرت به شهادت رسيد كسى را نيافتند كه چنين كند فهميدند كه آن بزرگوار على بن الحسين عليهما السلام بود . وقتى پيكر آن امام بزرگوار را براى غسل بر روى تخته گذاشتند بر پشت مباركش اثرى چون كوهان شتر به واسطه انبان‌هايى بود كه به در خانه فقرا و مستمندان مىبرد . روزى آن حضرت با ردايى از خز بيرون آمده بود ، گدايى سر راهش را گرفت و چنگ بر رداى آن بزرگوار زد . امام سجاد عليه السلام رداى خود را رها كرد و رفت . آن حضرت در زمستان لباس خز مىخريد و در تابستان مىفروخت و بهايش را صدقه مىداد .