سپس شما براى دو گروه از كشتگان از ادامه نبرد خوددارى مىكنيد : يكى كشتگان صفين كه بر آنان گريه مىكنيد و ديگرى كشتگان نهروان كه خون آنان را مطالبه مىنماييد . آن كسى كه گريان است شكست خورده و آن كسى كه مطالبهء خون مىكند خشمناك است .
معاويه مردم را براى امرى دعوت كرد كه عزّت و عدالتى در آن نيست . اگر شما ارادهء زندگى داريد ما آن را از او مىپذيريم و با ذلّت زندگى مىكنيم و اگر ارادهء مرگ را داريد ما آن را در ذات خدا بذل مىكنيم و نزد خدا او را محاكمه مىنماييم .
همهء آن گروه در پاسخ آن حضرت گفتند : ما بقا و زندگى را خواهانيم .
چرا شما در امان هستيد ولى آنان در امان نيستند ؟
19 - اسماعيل بن ابان گويد :
روزى عبور امام حسن عليه السلام به مسجد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله افتاد ، گروهى از بنى اميّه را در آن جا ديد كه با چشم به آن حضرت اشاره نمودند . اين در هنگامى بود كه معاويه به حسب ظاهر به امر خلافت غلبه يافته بود .
وقتى امام حسن عليه السلام با اين منظره رو به رو شد دو ركعت نماز خواند و به آنان فرمود :
من متوجّه اشارهء شما شدم ، ولى به خدا سوگند ! شما هيچ روزى را سلطنت نمىكنيد مگر اين كه ما دو روز حكومت مىنماييم ، اگر شما يك ماه سلطنت كنيد ما دو ماه به اين مقام خواهيم رسيد . اگر شما يك سال سلطنت كنيد ما دو سال به اين مقام خواهيم رسيد . ما در دوران حكومت شما مىخوريم ، مىآشاميم ، لباس مىپوشيم ، ازدواج مىكنيم و بر مركب سوار مىشويم ، ولى شما در دوران سلطنت ما نمىتوانيد بخوريد ، بياشاميد و ازدواج كنيد .