خليفه كسى نيست كه ظلم و ستم را ترويج و سنّت رسول را تعطيل نمايد ، دنيا را پدر و مادر خود قرار دهد ، مدّت اندكى خلافت به دست بياورد و بهرهمند شود ، آن گاه لذت آن قطع شود و مسئوليّت آن باقى بماند .
در اين هنگام نوجوان گستاخى از بنى اميّه كه در آن مجلس حضور داشت ، سخنان غليظ و ناروايى به امام حسن عليه السلام گفت و دشنام و ناسزاگفتن به آن بزرگوار و حضرت على عليه السلام را از حدّ گذراند .
امام حسن عليه السلام در حقّ وى نفرين كرد و گفت : پروردگارا ! اين نعمت را از او بگير و او را در رديف زنان قرار بده تا عبرت بگيرد .
وقتى آن جوان اموى متوجّه خود شد ديد زن شده و خداى توانا آلت رجوليّت وى را به آلت زن مبدّل نموده و فورى ريش او فروريخت .
آن گاه امام حسن عليه السلام به او فرمود : برخيز و كنارهگيرى كن ، تو را با مجالس مردان چه كار ؟ زيرا تو زنى !
امام حسن عليه السلام ساعتى صبركرد آن گاه لباس خود را تكان داد و برخاست كه از آن مجلس خارج شود . عمرو بن عاص به آن حضرت گفت : بنشين تا من مسائلى را از تو بپرسم .
فرمود : هر چه به نظرت مىرسد بپرس .
گفت : مرا از معناى كرم ، نجده و دليرى و مروّت آگاه كن .
فرمود : كرم آن است كه انسان كارهاى نيكو را از روى ميل و رغبت انجام دهد و پيش از اين كه چيزى از او بخواهند عطا كند .
نجده و دليرى آن است كه انسان از محرمهاى خود دفاع كند و در هر جا در برابر ناملايمات صبر نمايد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٧١