سلام بر تو اى خوارگر مؤمنان !
16 - ابوحمزه ثمالى گويد : امام محمّد باقر عليه السلام فرمود :
مردى از ياران امام حسن عليه السلام به نام سفيان بن ليلى در حالى كه بر شتر خود سوار بود نزد آن حضرت آمد ، وى در حالى كه دامن لباس خود را گرفته بود نزد آستانهء آن بزرگوار ايستاد و گفت : سلام بر تو ، اى خوارگر مؤمنان !
امام حسن عليه السلام به وى فرمود : پياده شو و شتاب مكن .
او پياده شد و شتر خود را در ميان خانه بست ، آن گاه آمد تا نزد امام عليه السلام رسيد ، امام به او فرمود : چه گفتى ؟
گفت : گفتم : سلام بر تو اى خوارگر مؤمنان !
امام حسن عليه السلام فرمود : به چه دليل اين سخن را مىگويى ؟
گفت : امر خلافت اين امّت را از گردن خود خلع نمودى و به اين مرد طاغى و سركش واگذار كردى كه بر خلاف دستور خدا حكومت مىنمايد .
امام حسن عليه السلام فرمود : من تو را از علّت اين عمل آگاه مىنمايم .
من از پدرم حضرت على عليه السلام شنيدم كه مىفرمود :
« پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : روز و شبها نمىگذرند تا اين كه مردى كه داراى گلويى گشاد و سينهاى عريض باشد ، مىخورد ولى سير نمىشود متصدّى امر خلافت اين امّت شود » .
آن مرد معاويه است . علّت صلح من با معاويه همين است . چه باعث شد كه نزد ما آمدى ؟