تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١

برادر جان ! اين بچّه‌ها آهو را از كجا آورده‌اى ؟

11 - در برخى از اخبار آمده است : روزى عربى به حضور پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مشرّف شد و گفت : اى رسول خدا ! من بچّه آهويى شكار كرده‌ام و آن را به عنوان هديه براى دو فرزند تو حضرت حسنين عليهما السلام آورده‌ام . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را از وى پذيرفت و در حقّ او دعاى خير كرد . امام حسن عليه السلام كه در حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله بود آن بچّه آهو را خواست ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آن را به وى عطا كرد . ساعتى بيش نگذشته بود كه امام حسين عليه السلام نيز آمد و ديد امام حسن عليه السلام با آن بچّه آهو بازى مىكند . امام حسين عليه السلام به وى گفت : اين بچّه آهو را از كجا آورده‌اى ؟ ! گفت : جدّم به من عطا كرده است . امام حسين عليه السلام به سرعت به حضور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مشرّف شد و گفت : اى جدّ بزرگوار ! به برادرم بچّه آهو عطا كردى كه مشغول بازى است ، ولى به من نظير آن را عطا نمىكنى ؟ اين سخن را هم‌چنان تكرار مىكرد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله ساكت بود ، ولى در عين حال امام حسين عليه السلام را دلدارى مىداد و او را با سخن سرگرم مىنمود ، تا كار به جايى رسيد كه نزديك شد امام حسين عليه السلام گريان شود . در همين حال بودند كه ناگاه درب مسجد سر و صدايى بلند شد ، وقتى نگاه كرديم ديديم يك آهو با بچّهء خود آمده و يك گرگ به دنبالش بود كه آن را به جانب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىراند تا اين كه به حضور آن حضرت رسيدند .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 51 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى