تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
فرمود : چرا منزلى پيش روى توست . هنگامى كه به مسافت يك ميل راه رفتند ناگاه غلام آن شخص سياه چهره را ديد . امام حسين عليه السلام به او فرمود : اين همان مردى است كه گفتم ، آن دارو را از او بگير ! غلام آن دارو را از آن مرد گرفت و پول آن را داد . آن شخص گفت : اين روغن را براى چه كسى مىخواهى ؟ گفت : براى حسين بن على عليهما السلام . گفت : مرا نزد آن حضرت ببر . وقتى آن مرد به حضور حضرتش آمد گفت : اى پسر رسول خدا ! من غلام تو هستم ، پول اين روغن را نخواهم گرفت . فقط دعا كن تا خدا يك پسر صحيح و سالمى به من عطا كند كه شما اهل بيت را دوست داشته باشد ؛ زيرا من همسرم را در حال زايمان ترك نمودم . امام حسين عليه السلام فرمود : به طرف خانه خود باز گرد كه خدا چنين پسرى به تو عطا فرموده است . او به خانهء خود بازگشت ، ديد خداوند پسر سالمى به او عطا كرده است . آن گاه به خدمت امام حسين عليه السلام بازگشت و به سبب تولّد چنين فرزند دعاى خيرى در حق آن امام بزرگوار نمود . حضرتش نيز از آن دارو به پاهاى مباركش ماليد كه هنوز از جا برخاسته بود كه ورم پاهايش بهبود يافت .