تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
گفتم : اى پسر رسول خدا ! راست مىگويى . امام حسين عليه السلام فرمود : علم و دانش قرآن و بيان مطالب آن نزد ماست ، آن چه كه نزد ماست نزد كسى از مردم نيست ؛ چرا كه ما اهل بيت شايستگى اسرار خدا را داريم . آن گاه به روى من لبخندى زد و فرمود : ما آل اللَّه و وارث‌هاى رسول او هستيم . گفتم : خداى را سپاس گزارم . آن گاه به من فرمود : داخل مسجد شو ! وقتى داخل شدم ديدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رداى خود را جمع كرده و در ميان محراب نشسته است و حضرت على بن ابى طالب عليهما السلام يقهء ابوبكر را گرفته است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله انگشت عبرت به دندان گرفته و به ابوبكر مىفرمايد : تو و يارانت براى من بد خليفه‌اى بوديد ! لعنت خدا و من بر شما باد !

كاش سوار مركب مىشدى !

54 - در كتاب « الدلائل » عبداللَّه بن جعفر حميرى چنين آمده است : امام صادق عليه السلام فرمود : سالى امام حسين عليه السلام با پاى پياده به سمت مكّهء معظمه حركت كرد ، در اثر پياده روى پاهاى مباركش متورم شدند . يكى از غلامانش به آن حضرت عرض كرد : كاش سوار مركب مىشدى تا اين ورم پاى شما بر طرف مىشد . فرمود : هرگز ! وقتى به اين منزل پيش روى ما وارد شويم شخص سياه چهره‌اى به استقبال تو مىآيد كه داروى روغنى دارد ، تو از آن روغن بخر و براى قيمتش دريغ نورز . غلام گفت : پدر و مادرم به فداى تو ! پيش روى ما منزلى نيست كه كسى در آن جا اين دارو را بفروشد ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 319 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى