تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
عمر گفت : من نمىتوانم اين حماقتى كه بدان مىبالى به شمار آرم ! عثمان گريبان عمر را محكم گرفت و پيش كشيد و رها كرد و گفت : اى پسر خطّاب ! مثل اين كه تو سخنان مرا قبول ندارى ! در اين هنگام عبدالرحمان بن عوف واسطه شده و آن دو را از هم جدا نمود و مردم نيز پراكنده شدند .

جز به فاطمهء زهرا عليها السلام به چه وسيله‌اى فخر خواهيد كرد ؟

20 - محمّد بن سائب گويد : روزى مروان بن حكم به امام حسين عليه السلام گفت : اگر فخر و مباهات شما بر ما به وسيلهء فاطمهء زهرا عليها السلام نباشد به چه وسيله‌اى به ما فخر خواهيد كرد ؟ امام حسين عليه السلام از جا برجست و به شدّت گلوى مروان را گرفت و فشار داد ، آن گاه عمامهء مروان را به گردنش پيچيد ، كار به جايى رسيد كه مروان غش كرد . سپس امام حسين عليه السلام به گروهى از قريش رو كرد و فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم ! اگر اين سخنانى كه من مىگويم صحيح است ، سخن مرا تصديق كنيد . آيا شما در زمين دو محبوبى كه از من و برادرم نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله محبوب‌تر باشند سراغ داريد و يا اين كه در روى زمين كسى را غير از من و برادرم كه پسر دختر پيامبر باشند مىشناسيد ؟ گفتند : نه . فرمود : من هم در روى زمين كسى را كه ملعون پسر ملعون باشد جز مروان و پدرش حكم نمىشناسم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله او را تبعيد نمود .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 237 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى