فرمود : اينان مرا تهديد كردند و اين نامههاى مردم كوفه است كه همينان قاتل من هستند . آن گاه كه اين كار عملى شود ديگر هر كارى را كه خداوند حرام كرده مرتكب خواهند شد ، خداوند كسى را برمىانگيزد كه آنان را به گونهاى مىكشد كه خوارترين امّت خواهند شد .
اى پسر پيامبر خدا ! چرا بدين ديار آمدى ؟
7 - شيخ مفيد رحمه الله گويد :
سپس امام حسين عليه السلام از « حاجز » به طرف عراق كوچ كرد و مختصرى راه طى كرد تا به آبى از آبهاى عرب رسيد . ناگاه به عبداللَّه بن مطيع عدوى برخورد كه بر سر آن آب پياده شده بود . وقتى امام حسين عليه السلام او را ديد او برخاست و گفت : اى فرزند رسول خدا ! پدر و مادرم به فداى تو باد ! چه باعث شد كه به اين ديار آمدى ؟
سپس امام حسين عليه السلام را پياده كرد . امام حسين عليه السلام به او فرمود : حتماً از جريان مرگ معاويه آگاهى و خبر دارى كه اهل عراق نامههايى براى من نوشتهاند و مرا به طرف خود دعوت كردهاند .
عبداللَّه بن مطيع گفت : اى فرزند رسول خدا ! من خدا را به تو يادآور مىشوم و حرمت اسلام را مبادا مورد هتك قرار گيرد ! تو را دربارهء حرمت قريش به خدا سوگند مىدهم ! تو را در بارهء حرمت عرب به خدا سوگند مىدهم ! به خدا قسم اگر تو آن چه را كه در دست بنى اميّه است مطالبه كنى حتماً تو را خواهند كشت و اگر تو را شهيد كنند از مرگ احدى باك نخواهند داشت و اين همان هتك حرمت اسلام ، قريش و عرب است ، به كوفه نرو و خود را در برابر بنى اميه قرار نده .
امام حسين عليه السلام به راه خود ادامه داد و حركت كرد .