تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
آن گاه امام حسن عليه السلام به او فرمود : برخيز و كناره‌گيرى كن ، تو را با مجالس مردان چه كار ؟ زيرا تو زنى ! امام حسن عليه السلام ساعتى صبر كرد آن گاه لباس خود را تكان داد و برخاست كه از آن مجلس خارج شود . عمرو بن عاص به آن حضرت گفت : بنشين تا من مسائلى را از تو بپرسم . فرمود : هر چه به نظرت مىرسد بپرس . گفت : مرا از معناى كرم ، نجده و دليرى و مروّت آگاه كن . امام حسن عليه السلام فرمود : كرم آن است كه انسان كارهاى نيكو را از روى ميل و رغبت انجام دهد و پيش از اين كه چيزى از او بخواهند عطا كند . نجده و دليرى آن است كه انسان از محرم‌هاى خود دفاع كند و در هر جا در برابر ناملايمات صبر نمايد . مروّت جوانمردى اين است كه انسان ، دين و آيين خود را حفظ كند و خود را از پليدىها بر كنار و براى اداى حقوق قيام كند و سلام را آشكار سازد . آن گاه حضرتش از آن محفل خارج شد . در اين هنگام معاويه عمرو بن عاص را سرزنش كرد و گفت : تو اهل شام را فاسد نمودى . عمرو گفت : اين سخن را از من داشته باش كه شاميان تو را از نظر ايمان و دين دوست ندارند ، فقط تو را از اين لحاظ دوست دارند كه از دنياى تو بهره‌مند شوند ؛ زيرا كه شمشير و مال دنيوى در دست توست . امّا سخن حسن بن على آن‌ها را بى نياز نخواهد كرد . پس از اين جريان ، داستان آن جوان اموى در همه جا پخش شد ، زن او به حضور امام حسن عليه السلام آمد و شروع به گريه و زارى نمود . امام عليه السلام به او ترحّم كرد و دعا نمود تا آن شخص به حالت اولى بازگشت .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 141 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى