آن گاه كه بانوى بزرگوار ما حضرت فاطمه عليها السلام در بستر بيمارى افتاد - همان بيمارى كه در اثر آن به شهادت رسيد - زنان انصار و مهاجران براى عيادت به خدمت حضرتش رسيدند و گفتند : اى دختر پيامبر خدا ! چگونه با اين بيمارى شب را سپرى كردى ؟
حضرت فاطمهء زهرا عليها السلام پس از حمد و ستايش خدا و صلوات و درود بر پدر بزرگوارش به آنان اين گونه پاسخ فرمود :
به خدا سوگند ! در حالى شب را سپرى كردم و به صبح رساندم كه از دنياى شما ناراضى و از مردان شما بىزارم .
آنان را پس از آزمودن دور انداختم و پس از مشاهدهء نيّتهاى بد و رفتارهاى ناهنجارشان از آنان كنارهگيرى كردم .
زشت باد آن تيزى شمشيرهايى كه كند گشت و هر كارى جدّى كه به بازى گرفته شد و آن سنگ خوردنها از كفّار و آزار نيزهها كه نتيجهاش اين خطاى در رأى و سستى نظرشان شد .
چه كار بدى مرتكب شدند ! كه خشم و غضب خدا براى آنان آماده و براى هميشه در دوزخ خواهند ماند .
ناگزير بار گران گناه آن ، به سان گردنبندى بر گردن آنها آويخته خواهد شد و سنگينى آن بار گناه ، بر آنان سنگينى خواهد نمود و پراكندگى از هر سو به آنان روى خواهد آورد .
پس رويشان به خاك باد ! مرگ و نابودى بر آنان باد ! و لعنت بر گروه ستمگر !
واى بر آنان ! چه چيز آنان را از ستونهاى استوار رسالت ، اساس نبوّت و هدايت ، محلّ فرود آمدن فرشتهء وحى ؛ ( روح الأمين ) و آگاه و دانا به تمام امور دنيا و جهان آخرت ؛ ( يعنى امير مؤمنان على عليه السلام ) گمراه و منحرف ساخت .
هان كه اين انحراف ، همان « خسران آشكار » است .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى حضرت زهرا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٧٧