تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
فقال له رجل من القوم : يا أمير المؤمنين ! أنت تقدر على مثل هذا ويناويك معاوية ؟ فقال : نحن عباد اللَّه مكرمون ، لا نسبقه بالقول ونحن بأمره عاملون « 1 » .

اى اميرمؤمنان ! شما داراى اين قدرت و توانايى هستيد باز معاويه با شما دشمنى مىكند ؟ !

149 - اصبغ بن نباته گويد : ما پشت سر على عليه السلام راه مىرفتيم ، همراه ما مردى از قريش بود ، او ( با جسارت و بىادبى ) به امير مؤمنان على عليه السلام گفت : تو ، مردها را كشتى و بچّه‌ها را يتيم نمودى و چنين و چنان كردى . حضرت رو به او كرد و با كلامى كه براى دورى سگ مىگويند ، او را رد كرد و فرمود : دور شو ! ناگاه او به سگ سياهى تبديل شد كه دم مىجنبانيد ، التماس مىنمود ، مردم نيز از حضرت درخواست بخشش و رحم كردند ، تا اين كه حضرتش لبانش را تكان داد . ناگاه به صورت انسانى بازگشت . يكى از افراد به حضرتش گفت : اى امير مؤمنان ! شما داراى اين قدرت و توانايى هستيد ، باز معاويه با شما دشمنى مىكند ؟ ! حضرت فرمود : ما بندگان گرامى خدا هستيم و از گفتار او پيشى نمىگيريم و فرمان او را اجرا مىكنيم . « 2 »
هامش
( 1 ) - الخرائج والجرائح : 19 ، بحار الأنوار : 41 / 199 الحديث 12 . ( 2 ) - منظور حضرتش اين است كه امام ، تنها تابع خداوند و دستورات اوست و جز به رضايت و فرمان او كارى انجام نمىدهند .