نالهء شتر حامله شنيده شد . ناگاه سنگ شكافته شد و سر شتر مادهاى در حالى كه با افسار بود ، از آن بيرون آمد .
على عليه السلام به فرزند بزرگوارش امام حسن عليه السلام فرمود : افسارش را بگير .
حضرتش افسار شتر را گرفت تا اين كه صد شتر سياه موى بچّه دار از آن بيرون آمد .
مسيحيان با ديدن اين صحنهء شگفتانگيز همگى ايمان آوردند .
سپس گفتند : ناقهء صالح پيامبر يكى بود كه به خاطر آن همهء قومش نابود شدند . اى امير مؤمنان ! دعا كن اين شتران با بچههاى خود به جايگاهشان برگردند ، تا سبب هلاكت و نابودى امّت محمّد صلى الله عليه و آله نشوند .
حضرتش دعا نمود ، و شترها وارد جايى شدند كه از آن بيرون آمده بودند .
يا أمير المؤمنين ! أنت تقدر على مثل هذا ويناويك معاوية ؟
39 - روي عن الأصبغ بن نباتة قال : كنّا نمشي خلف عليّ بن أبي طالب عليه السلام ومعنا رجل من قريش ، فقال لأمير المؤمنين عليه السلام : قد قتلت الرجال وأيتمت الأولاد وفعلت ما فعلت .
فالتفت إليه عليه السلام وقال : اخسأ .
فإذا هو كلب أسود ، فجعل يلوذ به ويتبصبص ، فوافاه برحمة حتّى حرّك شفتيه ، فإذا هو رجل كما كان .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٩٣