تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
نالهء شتر حامله شنيده شد . ناگاه سنگ شكافته شد و سر شتر ماده‌اى در حالى كه با افسار بود ، از آن بيرون آمد . على عليه السلام به فرزند بزرگوارش امام حسن عليه السلام فرمود : افسارش را بگير . حضرتش افسار شتر را گرفت تا اين كه صد شتر سياه موى بچّه دار از آن بيرون آمد . مسيحيان با ديدن اين صحنهء شگفت‌انگيز همگى ايمان آوردند . سپس گفتند : ناقهء صالح پيامبر يكى بود كه به خاطر آن همهء قومش نابود شدند . اى امير مؤمنان ! دعا كن اين شتران با بچه‌هاى خود به جايگاهشان برگردند ، تا سبب هلاكت و نابودى امّت محمّد صلى الله عليه و آله نشوند . حضرتش دعا نمود ، و شترها وارد جايى شدند كه از آن بيرون آمده بودند . يا أمير المؤمنين ! أنت تقدر على مثل هذا ويناويك معاوية ؟ 39 - روي عن الأصبغ بن نباتة قال : كنّا نمشي خلف عليّ بن أبي طالب عليه السلام ومعنا رجل من قريش ، فقال لأمير المؤمنين عليه السلام : قد قتلت الرجال وأيتمت الأولاد وفعلت ما فعلت . فالتفت إليه عليه السلام وقال : اخسأ . فإذا هو كلب أسود ، فجعل يلوذ به ويتبصبص ، فوافاه برحمة حتّى حرّك شفتيه ، فإذا هو رجل كما كان .