عرض كردم : سرورم ! با چه كسى صحبت مىكنى و حرف مىزنى ؟
من كه كسى را نمىبينم ؟
فرمود : جابر ! صحراى برهوت برايم آشكار شد ، شيبويه و حبتر را ديدم كه در درون تابوت شكنجه و عذاب مىشدند ، مرا صدا زدند كه :
اى اباالحسن ! اى اميرمؤمنان ! ما را به دنيا برگردان ! تا به فضل تو اقرار مىكنيم و ولايت تو را مىپذيريم ( ! ! )
گفتم : نه به خدا ! چنين نخواهم كرد ، نه به خدا ! هرگز چنين نخواهد شد .
آنگاه حضرتش اين آيه را تلاوت فرمود كه : « اگر بار ديگر به دنيا برگردند به همان اعمالى كه از آن نهى شدند ، باز خواهند گشت و به راستى كه آنان دروغگو هستند » .
علّامهء مجلسى رحمه الله در توضيح اين روايت شگفتانگيز مىنويسد :
به نظر مىرسد كه امير مؤمنان على عليه السلام از خليفهء اوّل به « شيبويه » كنايه گفت ، چرا كه او پير مرد بود . در برخى از نسخهها « سنبويه » آمده از واژهء « سنبه » به معناى كج خلقى و سرعت خشم است . البته اين معنا به خليفهء دوّم مناسبتر است .
واژهء « حبتر » نيز به معناى روباه است كه به خليفهء اوّل مناسب است .
خلاصه اين كه به نظر مىرسد كه منظور از اين دو واژه ، خليفه ، به ناحقّ اوّل و دوّم ، است گرچه علّت كنايه معلوم نشود .
علّامهء مجلسى رحمه الله در ادامه مىنويسد : لازم است بدانيد كه ما بيشتر
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٧٨