تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
عرض كردم : سرورم ! با چه كسى صحبت مىكنى و حرف مىزنى ؟ من كه كسى را نمىبينم ؟ فرمود : جابر ! صحراى برهوت برايم آشكار شد ، شيبويه و حبتر را ديدم كه در درون تابوت شكنجه و عذاب مىشدند ، مرا صدا زدند كه : اى اباالحسن ! اى اميرمؤمنان ! ما را به دنيا برگردان ! تا به فضل تو اقرار مىكنيم و ولايت تو را مىپذيريم ( ! ! ) گفتم : نه به خدا ! چنين نخواهم كرد ، نه به خدا ! هرگز چنين نخواهد شد . آنگاه حضرتش اين آيه را تلاوت فرمود كه : « اگر بار ديگر به دنيا برگردند به همان اعمالى كه از آن نهى شدند ، باز خواهند گشت و به راستى كه آنان دروغگو هستند » . علّامهء مجلسى رحمه الله در توضيح اين روايت شگفت‌انگيز مىنويسد : به نظر مىرسد كه امير مؤمنان على عليه السلام از خليفهء اوّل به « شيبويه » كنايه گفت ، چرا كه او پير مرد بود . در برخى از نسخه‌ها « سنبويه » آمده از واژهء « سنبه » به معناى كج خلقى و سرعت خشم است . البته اين معنا به خليفهء دوّم مناسب‌تر است . واژهء « حبتر » نيز به معناى روباه است كه به خليفهء اوّل مناسب است . خلاصه اين كه به نظر مىرسد كه منظور از اين دو واژه ، خليفه ، به ناحقّ اوّل و دوّم ، است گرچه علّت كنايه معلوم نشود . علّامهء مجلسى رحمه الله در ادامه مىنويسد : لازم است بدانيد كه ما بيشتر