همه برخاستند و وارد خانهء حضرتش شدند .
حضرت فرمود : منم آن كه برتر شدم ، آنگاه پيروز گشتم ، منم آن كه زنده مىكنم و مىميرانم ، من همان اوّل و آخرم ، من ظاهر و باطنم .
وقتى اصحابش اين سخنان را شنيدند به خشم آمدند و برخاستند بيرون روند و گفتند : كفر ورزيد .
على عليه السلام به دربِ خانه خطاب كرد و فرمود : آنها را باز دار !
دربِ خانه آنها را بازداشت ، حضرت فرمود : مگر من به شما نگفتم كه سخن من سخت و دشوار است كسى - جز دانشمندان - آن را نمىفهمد ؟
بياييد تا سخنم را توضيح و تفسير نمايم .
اين كه گفتم : من برتر شدم آنگاه پيروز گشتم ، يعنى من همانم كه با اين شمشير بر شما فرود آمدم و بر شما پيروز شدم تا شما به خدا و پيامبرش ايمان آورديد .
اين كه گفتم : منم آن كه زنده مىكنم و مىميرانم ، يعنى من سنّت و روش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را زنده مىكنم و بدعت و نوآورى در دين را مىميرانم .
اين كه گفتم : من همان اوّل و آخرم ، يعنى من نخستين كسى بودم كه به خدا ايمان آوردم و مسلمان شدم و من آخرين كسى بودم كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله جدا شدم و او را در قبر خوابانيدم .
و اين گفتم : من ظاهر و باطنم ، يعنى : منم آن كه دانش ظاهر و باطن در نزد من است .
اصحاب گفتند : خداوند غم و اندوه را از دلت بزدايد ! غم و اندوه دل ما را زدودى .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٣٦