اى امير مؤمنان ! چگونه صبح را آغاز كردى ؟
124 - جابر بن عبداللّه انصارى گويد : روزى بامدادان امير مؤمنان على عليه السلام را ملاقات كردم به حضرتش عرض كردم : اى امير مؤمنان ! چگونه صبح را آغاز كردى ؟
فرمود : با نعمت الهى ، و فضلى از مردى كه برادر دينى را زيارت نكرده و مؤمنى را شادمان ننموده است .
عرض كردم : اين سرور و شادمانى چگونه است ؟
فرمود : گرهى از كار او بگشايد ، يا بدهى او را بپردازد ، يا مشكل مالى او را حل كند .
جابر گويد : روز ديگر حضرتش را ملاقات كردم و گفتم : اى امير مؤمنان ! چگونه صبح را آغاز كردى ؟
فرمود : صبح را آغاز كرديم در حالى كه نعمتهاى پروردگار ما چندان ما را فراگرفته كه از حوصله شمار بيرون است ، با اين كه بسيارى از موارد را مىتوانيم بشماريم ، نمىدانيم به كدامين نعمت او شكر كنيم ؟
آيا به آن نعمتها و نيكويىها كه نسبت به ما دارد ، شكر بنماييم ، يا به آن عفو و پردهپوشى كه از گناهان ما مىفرمايد ؟ !
راوى گويد : عبداللَّه بن جعفر گويد : عمويم على عليه السلام در بستر بيمارى بود ، بامدادان به عيادتش رفتم و عرض كردم : اى امير مؤمنان ! چگونه صبح را آغاز كردى ؟