به شما چه مربوط است ؟ شما كى هستيد ؟
118 - امام باقر عليه السلام در ضمن حديثى مىفرمايد :
روزى على عليه السلام در شدّت گرما به خانهء خود بازگشت ، ناگاه ديد زنى كنار در ايستاده و مىگويد : شوهرم به من ستم نموده و مرا تهديد كرده ، قسم ياد نموده كه اگر بر من دست يابد مرا بزند ( با من بيا و به او سفارش كن تا از آزار من صرف نظر كند ) .
على عليه السلام فرمود : اى بندهء خدا ! صبر كن تا هوا خنك شود ، آنگاه به همراه تو مىآيم ، ان شاء اللَّه .
آن زن گفت : تا آن موقع خشم و بد خلقى او نسبت به من شديد مىشود .
حضرتش از اين سخن لحظهاى سر به زير انداخت و كمى فكر كرد ، سپس سر بلند نمود و فرمود : نه به خدا قسم ! آيا حق ستمديده به صراحت گرفته نشود ؟ خانهات كجا است ؟
حضرت به همراه آن زن به طرف خانهاش به راه افتاد ، آن زن نيز به دنبال على عليه السلام حركت كرد تا اين كه به درب خانه رسيد ، ايستاد و فرمود :
سلام بر شما !
ناگاه جوانى از خانه بيرون آمد .
على عليه السلام فرمود : اى بندهء خدا ! از خدا بترس ! چرا كه تو اين بانو را از خانه بيرون كردهاى ، او را تهديد نموده و ترساندهاى .