سخنى گفت كه دلم آن را نمىپذيرد .
فرمود : چه سخنى است ؟ !
گفت : او مىپندارد كه تو از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدهاى كه مىگويد : به طور مسلّم ما ديدهايم - يا شنيدهايم - سن مردى كه از پدرش بزرگتر بود .
اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود : اين سخن براى تو سنگين آمده ؟
گفت : آرى ، آيا تو باور دارى و چنين مردى را مىشناسى ؟
فرمود : آرى ، واى بر تو اى ابن كوّاء ! بفهم تا به تو بازگويم . هنگامى كه عزير از خانواده و همسرش جدا شد ، همسرش پا به ماه بود ، او پنجاه ساله بود ، وقتى خداوند او را به سبب گناهش مبتلا ساخت و صد سال ميراند ، آنگاه برانگيخت و او در حالى كه هنوز پنجاه ساله بود ، به خانوادهاش بازگشت ، فرزندش كه صد ساله بود به استقبال او آمد ، خداوند عزير را در همان سن و سالى كه بود برگرداند و به او آنچه مىخواست اراده كرد . . .
28 - أبو طاهر العلوي ، عن عليّ بن محمّد العلوي ، عن عليّ بن مرزوق ، عن إبراهيم بن محمّد قال : ذكر جماعة من أهل العلم : أنّ ابن الكوّاء قال لعلي عليه السلام : يا أمير المؤمنين ! ما ولد أكبر من أبيه من أهل الدنيا ؟
قال : نعم ، أولئك ولد عزير حيث مرّ على قرية خربة وقد جاء من ضيعة له ،
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٥٩