پرش به محتوای اصلی

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحه 47

پدیدآورندگان:

ص۴۷
22 - سليم بن قيس مىگويد : در مسجد كوفه خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام رسيدم ، مردم دور وجود حضرتش حلقه زده بودند . در همين حال رئيس يهوديان و رئيس مسيحيان نزد حضرت آمدند ، سلام كردند و نشستند . جمعيّت گفتند : اى مولاى ما ! تو را به خدا سوگند مىدهيم كه از اينان بپرسى تا ببينيم چه مىكنند . حضرت به رئيس يهوديان فرمود : اى برادر يهودى ! عرض كرد : لبّيك . فرمود : امّت پيامبرتان بر چند گروه متفرّق شدند ؟ عرض كرد : اين مطلب نزد من در كتابى مخفى است . فرمود : خدا بكشد قومى را كه تو رئيس آنان هستى ! دربارهء مسأله دينش از او پرسيده مىشود ، مىگويد : اين مطلب نزد من در كتابى مخفى است . آنگاه حضرت رو به رئيس مسيحيان كرد و فرمود : امّت پيامبرتان به چند فرقه تقسيم شدند ؟ عرض كرد : بر فلان تعداد ، و اشتباه گفت . حضرت فرمود : اگر تو هم مثل رفيقت مىگفتى بهتر از آن بود كه بگويى و اشتباه كنى و ندانى . سپس حضرت رو به مردم كرد و فرمود : اى مردم ! من از اهل تورات به توراتشان ، از اهل انجيل به انجيلشان و از اهل قرآن به قرآنشان آگاه ترم .