تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
پدرم به سفر رفتند و چون آنها مراجعت كردند ، پدر من با آنها نبود ، من از ايشان پرسيدم كه پدر من چه شد ؟ گفتند : از دنيا رفت . از مال او سئوال كردم . گفتند : مالى باقى نگذاشت . من آن‌ها را به داورى نزد شريح بردم ، شريح آنها را قسم داد ، قسم خوردند . شريح آنها را رها كرد . اى امير مؤمنان ! من مىدانم كه پدرم هنگام مسافرت مال زيادى به همراه داشت . امير مؤمنان على عليه السلام به آنان فرمود : برگرديد . آنها را به همراه نوجوان نزد شريح برگرداندند . حضرت به شريح فرمود : اى شريح ! بين اينان چگونه داورى كردى ؟ گفت : اى امير مؤمنان ! اين نوجوان بر عليه اينان ادّعا كرد كه پدرش به همراه اينها به مسافرت رفته‌اند ، هنگام بازگشت پدرش باز نگشته است . من از آنان بازجويى كردم كه پدر او چه شده ؟ گفتند : مرده است . از مال او پرسيدم . گفتند : چيزى باقى نگذاشت . به جوان گفتم : آيا دليلى بر ادّعاى خوددارى ؟ گفت : نه . من هم آنها را قسم دادم .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 441 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى