از ظلم و جور پر شده باشد .
علّامهء مجلسى رحمه الله گويد : آنچه از كتاب « غيبت نعمانى » آوردم در كتاب سليم بن قيس هلالى نيز آمده بود ، با اين تفاوت كه پايان بخش آن اين گونه بود كه حضرتش فرمود :
به خدا سوگند ! من همهء آنها را كه بين ركن و مقام با او بيعت مىكنند مىشناسم و نام همهء آنان و قبائلشان را مىدانم .
سليم مىگويد : پس از شهادت امير مؤمنان على عليه السلام امام حسن و امام حسين عليهما السلام را در مدينه ملاقات كردم و اين حديث را براى آنان نقل كردم .
فرمودند : راست گفتى پدرمان على عليه السلام اين حديث را براى تو بازگو كرد و ما هم نشسته بوديم . ما همين گونه عين اين حديث را از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله - همانطور كه پدرمان براى تو نقل كرد - به ياد داريم ، نه چيزى از آن كاسته و نه چيزى به آن افزوده شده است .
سليم مىگويد : سپس حضرت على بن الحسين عليهما السلام را ملاقات كردم در حالى كه پسرش محمّد بن على عليهما السلام هم نزد آن حضرت بود . آنچه از پدر بزرگوارش و عموى گرامش و از على عليه السلام شنيده بودم براى آن حضرت نقل كردم .
حضرت فرمود : من در دوران كودكى بودم كه امير مؤمنان على عليه السلام از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله - كه بيمار بود - به من سلام رسانيد .
سپس امام باقر عليه السلام فرمود : جدّم حسين عليه السلام طبق پيمانى كه با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله داشت در حالى كه بيمار بود ، سلام پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را به من رسانيد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٤٠٨