علي عليهما السلام فحدّثته بهذا الحديث كلّه لم أترك منه حرفاً ، فاغرورقت عيناه ، ثمّ قال :
صدق سليم ، قد أتاني بعد قتل جدّي الحسين عليه السلام وأنا قاعد عند أبي ، فحدّثني بهذا الحديث بعينه .
فقال له أبي : صدقت قد حدّثك أبي وعمّي بهذا الحديث عن أمير المؤمنين عليه السلام .
فقالا : صدقت قد حدّثك ذلك ونحن شهود ، ثمّ حدّثا أنّهما سمعاه من رسول اللَّه صلى الله عليه و آله « 1 » .
آيا به نظر شما مردم به عمد بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دروغ مىبندند . . . ؟
96 - سليم بن قيس هلالى گويد : به على عليه السلام عرض كردم : من از سلمان ، مقداد و ابوذر مطالبى در مورد تفسير قرآن و احاديث پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه آنها در دست مردم نيست . سپس از شما تصديق آن چه از آنها شنيده بودم ، شنيدهام . و از طرفى در دست مردم مطالب بسيارى از تفسير قرآن و احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله ديدم كه با آنچه از شما شنيدهام مخالف بود و شما معتقديد كه آنها باطل است . آيا به نظر شما مردم به عمد بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دروغ مىبندند و قرآن را به آراى خويش تفسير مىكنند ؟
سليم مىگويد : على عليه السلام رو به من كرد و فرمود : پرسيدى اينك پاسخ را بفهم . آنچه در دست مردم است شامل حق و باطل ، صدق و كذب ، ناسخ و منسوخ ، خاص و عام ، محكم و متشابه و حفظ و وهم است .
بى ترديد در زمان خود پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر آن حضرت دروغ بستند ، تا
هامش
( 1 ) - كتاب سليم بن قيس : 87 - 83 ، بحار الأنوار : 36 / 276 و 277 ذيل الحديث 96 .